تبليغاتX
¸,•¤*¤•,¸. ستاره شب من.¸,•¤*¤•,¸.
¸,•¤*¤•,¸. ستاره شب من.¸,•¤*¤•,¸.

چقدرشعرنوشتيم:براي باران***غافل ازآن,دل ديوانه,که باراني بود...

نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 0:52 توسط •ღ☆ஜ Star ஜ☆ღ•*|

ازهم می گریختیم

وآن نازنین پیاله ی دلخواه را

دریغ

برخاک می ریختیم!

 

 

جای من وتوتشنه ی مهربود

درداکه جان تشنه ی خودراگداختیم!

بس دردناک بودجدایی میان ما

ازهم جداشدیم وبدین دردساختیم

دیدارماکه آن همه شوق وامیدداشت،

اینک نگاه کن که سراسرملال گشت!

 

 

وآن عشق نازنین که میان من وتوبود

درداکه چون جوانی ماپایمال گشت!

باآن همه نیازکه من داشتم به تو

پرهیزعاشقانه ی من ناگریزبود

 

 

من بارهابه سوی توبازآمدم

ولی

هرباردیربود!

 

 

اینک من وتوئیم دوتنهای بی نصیب

هریک جداگرفته ره سرنوشت خویش

سرگشته درکشاکش توفان روزگار

گم کرده همچون آدم وحوا،بهشت خویش!

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:35 توسط •ღ☆ஜ Star ஜ☆ღ•*| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ